حدیث غدیر ولایت یا محبت


پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله در طول دوران رسالت، پیوسته به موضوع جانشینى بعد از خود اشاره کرده و به صورت مکرر آن را امرى مربوط به خدا دانسته است.
صرف نظر از کتب تفسیر و تاریخ و حدیث‏شیعه که بر انتصابى بودن امام از سوى خداوند تصریح و تاکید دارند، این مطلب را مى‏توان به روشنى از کتب اهل سنت نیز اثبات نمود.
طبرى مى‏نویسد: پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله پس از گذشت ۳ سال از آغاز بعثت، از سوى خداوند مامور شد که دعوت خویش را آشکار سازد، و آیه «و انذر عشیرتک الاقربین‏» (۱) در این مورد نازل شد. پیامبر، سران بنى هاشم را جمع کرد و فرمود: «من خیر دنیا و آخرت را براى شما آورده‏ام. خداوند به من امر کرده است که شما را به آن دعوت کنم. کدام یک از شما مرا در نشر این آیین یارى مى‏کند تا برادر و وصى و جانشین من در میان شما باشد؟» حضرت سه مرتبه این سخن را تکرار نمود و در هر بار تنها على‏علیه السلام آمادگى خود را اعلان کرد. در این موقع پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: «ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم; (۲) او برادر و وصى و جانشین من در میان شماست.»
طبرى در جاى دیگرى از تاریخش نقل مى‏کند: وقتى آن حضرت براى تبلیغ اسلام با سران قبیله بنى‏عامر تماس گرفت، یکى از آنان حمایت‏خود را از وى اعلام نمود و افزود: هرگاه خداوند تو را بر مخالفان پیروز ساخت، آیا موضوع زمامدارى مسلمانان پس از شما به ما واگذار مى‏گردد؟ پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: «الامر الى الله، یضعه حیث‏یشاء; موضوع خلافت، مربوط به خدا است [و از اختیار من بیرون است]، خدا هر فردى را انتخاب کند، امامت‏به او محول مى‏گردد.» (۳)
پیامبر اسلام با این گونه سخنان صریح و بسیار روشن خود زمینه‏سازى نموده و اذهان را آماده مى‏کرد تا آخرین پیام الهى را درباره رهبرى امت اسلامى‏که سرنوشت اسلام و مسلمین را رقم خواهد زد ابلاغ نماید و پیوسته به مساله مهم ولایت و رهبرى بعد از خود اشاره نموده و على‏علیه السلام را به عنوان بهترین فرد معرفى مى‏کردند. تا اینکه وعده موعود فرا رسید و براى ابلاغ آخرین فرمان خداوند و اتمام رسالت‏خویش در هنگام برگشت از سفر حج در مکانى به نام غدیر خم، در بزرگترین اجتماع مسلمین در دوران پیامبرى خویش به پا خواست و به فرمان خداوند، امام على‏علیه السلام و یازده معصوم از فرزندان او را به عنوام امام و رهبر مسلمین با جملاتى چون «من کنت مولاه فهذا على مولاه‏» که برگرفته از ولایت‏خداوند است، منصوب کرد.
متاسفانه بعد از رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام‏صلى الله علیه وآله تهاجم بس گسترده‏اى علیه ولایت امام على‏علیه السلام آغاز گردید و بزرگترین هجمه‏ها علیه روایت غدیر بود، اما از آنجا که نتوانستند این پیام بزرگ و پرفروغ آسمانى را نادیده بگیرند، پیوسته به تفسیرهاى ناصواب و به دور از منطق همچون تفسیر لفظ «مولا» به معنى نصرت و محبت و دوستى دست زدند تا شاید بتوانند این حدیث نورانى را تحریف کرده و کارهاى توجیه‏ناپذیر خویش را توجیه کنند.
هم اکنون به بیان شواهدى مى‏پردازیم که به روشنى ثابت مى‏کند که مقصود از «مولى‏» در حدیث غدیر، همان امامت و رهبرى است.

شواهد

۱ - فرازهاى حدیث‏شریف غدیر
رسول خداصلى الله علیه وآله در روز غدیر خم فرمود:
الف - خدایى جز الله نیست، زیرا او به من اعلام فرموده است که اگر آنچه در حق على بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده‏ام، و براى من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده است و خدا کفایت کننده و کریم است.
خداوند به من چنین وحى کرده است: «بسم الله الرحمن الرحیم اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت درباره على بر تو نازل شده; یعنى خلافت على بن ابى‏طالب را ابلاغ کن و اگر انجام ندهى، رسالت او را نرسانده‏اى، و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏کند.» (۴)
اى مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهى نکرده‏ام و من سبب نزول این آیه را براى شما بیان مى‏کنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام که او سلام است مرا مامور کرد که در این محل بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهى اعلام کنم که: «ان على بن ابى طالب اخى و وصیى و خلیفتى على امتى والامام من بعدى; على بن ابى‏طالب برادر من و وصى من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است.» نسبت او به من همانند هارون به موسى است جز این که پیامبرى بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش مى‏باشد و خداوند در این مورد آیه‏اى از کتابش بر من نازل کرده است که: «صاحب اختیار شما، خدا و رسولش هستند و کسانى که ایمان آورده و نماز را بپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند.» (۵) و على بن ابى‏طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد مى‏کند. (۶)
ب - اى مردم! از او (على‏علیه السلام) به سوى دیگرى گمراه نشوید، و از او روى بر مگردانید و از ولایت او سرباز نزنید. اوست که به حق هدایت نموده و به آن عمل مى‏کند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهى مى‏نماید، و در راه خدا سرزنش ملامت کننده‏اى او را مانع نمى‏شود.
اى مردم! او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده است، و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است.
«معاشر الناس! انه امام من الله، ولن یتوب الله على احد انکر ولایته و لن یغفر الله له ...;
اى مردم! او از طرف خداوند امام است و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه‏اش را نمى‏پذیرد و او را نمى‏بخشد. حتمى است‏بر خداوند که با کسى که با او مخالفت نماید چنین کند و او را به عذابى شدید تا ابدیت و تا آخر روزگار معذب نماید. پس بپرهیزید از این که با او مخالفت کنید و گرفتار آتشى شوید که آتشگیره آن مردم و سنگ‏ها هستند و براى کافران آماده شده است.» (۷)
ج - «الا ان جبرئیل خبرنى عن الله تعالى بذلک و یقول «من عادى علیا و لم یتوله فعلیه لعنتى; بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را براى من آورده است و مى‏گوید: «هرکس با على دشمنى کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد.»
د - «معاشر الناس ... من کنت مولاه فهذا على مولاه، و هو على بن ابى طالب اخی و وصیى و مولاته من الله عزوجل انزلها على; اى مردم هر کس من صاحب اختیار اویم این على صاحب اختیار اوست واو على بن ابى طالب، برادر و جانشین من است و ولایت او از جانب خداوند متعال است که بر من نازل کرده است.»
ه - «الا وقد بلغت، الا و قد اسمعت، الا و قد اوضحت، الا و ان الله عزوجل قال و انا قلت عن الله عزوجل، الا انه لا امیر المؤمنین غیر اخى هذا; بدانید من پیام خدا را رساندم، و وظیفه خود را ادا کردم، بدانید که من شنوانیدم، بدانید که من (مساله ولایت و امامت را) توضیح دادم و روشن نمودم، بدانید که خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز وجل مى‏گویم، بدانید که امیرالمؤمنین جز این برادرم على نیست.»
و - «معاشر الناس! هذا على اخى، و وصیى و واعى علمى، و خلیفتى فى امتى... انه خلیفه رسول الله و امیرالمؤمنین، والامام الهادى من الله...;
اى مردم! این على برادر من، وصى من، جامع علم من و جانشینم در میان امتم مى‏باشد... او خلیفه رسول خدا، امیرالمؤمنین و امام هدایت کننده از طرف خداوند است.»
ز - «معاشر الناس! انما اکمل الله عزوجل دینکم بامامته فمن لم یاتم به و بمن یقوم مقامه من ولدى من صلبه الى یوم القیامه، والعرض على الله عزوجل، فاولئک الذین حبطت اعمالهم، و فى النار هم خالدون، لایخفف عنهم العذاب ولا هم ینظرون;
اى مردم! خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس به او و کسانى که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند (۸) تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند اقتدا نکند، چنین کسانى اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمى خواهند بود، عذاب از آنان تخفیف نمى‏یابد و به آنان مهلت داده نمى‏شود.» (۹)
۲ - اقرار علماى اهل سنت
جمعى از علماى اهل سنت‏با نقل روایات متعدد، مقصود از آیه شریفه (تبلیغ) و حکم موجود در آن را، معرفى ولایت على‏علیه السلام ذکر مى‏کنند.
الف) عن ابى سعید الخدرى قال: نزلت هذه الآیه: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک‏» على رسول الله‏صلى الله علیه وآله یوم غدیر خم فى على بن ابى طالب;
از ابى سعید خدرى روایت‏شده که گفت: آیه شریفه «یا ایها الرسول بلغ...» در روز غدیر خم بر پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله در مورد على بن ابى طالب نازل شده است.»
ب) عن ابن عباس فى قوله (تعالى): «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته، والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدى القوم الکافرین‏» قال: نزلت فى على‏علیه السلام، امر رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ان یبلغ فیه فاخذ رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم بید على‏علیه السلام فقال: من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه; (۱۰)
از ابن عباس در مورد آیه شریفه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...» روایت‏شده است که گفت: در مورد على‏علیه السلام نازل شد. [خداوند در این آیه ]به پیامبرش فرمان داد که در مورد على‏علیه السلام تبلیغ نماید. پس پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله دست على‏علیه السلام را گرفت و فرمود: هر کس که من آقا و مولایش هستم، پس على آقا و مولاى اوست; خداوندا دوستان او را دوست‏بدار و دشمنان او را دشمن بدار.
این آیه دلیل بسیار روشنى است‏بر این که مقصود از «مولا» جز امامت و رهبرى چیز دیگرى نیست.
۳ - اقرارگیرى از مردم
پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله در آغاز سخن، از مردم بر سه اصل مهم اسلامى اقرار گرفت و فرمود: «الستم تشهدون ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنه حق و النار حق؟»
هدف از این اقراگیرى چیست؟ آیا جز این است که مى‏خواهد ذهن مردم را آماده کند، تا مقام و موقعیتى را که بعدا براى على‏علیه السلام ثابت مى‏کند، بسان اصول پیشین تلقى نمایند و بدانند که اقرار به ولایت و خلافت وى، در ردیف اصول سه گانه‏اى است که همگى به آن اقرار و اعتراف دارند؟ اگر مقصود از مولى، دوست و ناصر باشد، در این صورت رابطه جمله‏ها به هم خورده و کلام، بلاغت و استوارى خود را از دست مى‏دهد، زیرا:
یک: على‏علیه السلام منهاى ولایت، یک فرد مسلمان برجسته بود که در جامعه آن روز پرورش یافته بود و لزوم دوستى با افراد با ایمان، تا چه رسد نسبت‏به مؤمنى مانند على‏علیه السلام، چیز مخفى و پنهانى نبود که پیامبر آن را در اجتماع بزرگ اعلام بفرماید.
دو: این مساله این قدر هم اهمیت نداشت که در ردیف اصول سه گانه قرار گیرد.
۴ - بیعت ابوبکر و عمر
طبق نقل علماء، مفسران و مورخان بزرگ اهل سنت، عمر و ابوبکر اولین کسانى بودند که بعد از خطبه پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله در غدیر خم براى معرفى امام على‏علیه السلام به عنوان وصى و امام بعد از خود، با على‏علیه السلام به عنوان امیرالمؤمنین و امام المسلمین با بیان جملاتى چون «بخ بخ یا على اصبحت مولاى و مولى کل مؤمن و مؤمنه‏» یا «هنیئا لک یا ابن ابى طالب اصبحت و امسیت مولى کل مؤمن و مؤمنه‏»; (۱۱) «اى على بر تو مبارک باد که امروز مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى‏» یا «گوارا باد بر تو [این ولایت و امامت] اى پسر ابى‏طالب که امروز مولاى من و مولاى هر مرد و زنى گشتى‏» بیعت کردند.
۵ - شان نزول آیه اکمال دین
جمع زیادى از مفسرین و مورخین اهل سنت در کتاب‏هاى خود نقل کرده‏اند که بعد از اعلان ولایت و امامت امیرالمؤمنین على‏علیه السلام در روز غدیر خم و بیعت مسلمین با آن حضرت به عنوان امام و وصى بعد از پیامبرصلى الله علیه وآله، آیه شریفه «اکمال‏» (مائده/۳) نازل شد.
وقتى که آیه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا» بر پیامبرصلى الله علیه وآله نازل شد، حضرت فرمود: «الله اکبر على اکمال الدین و اتمام النعمه و رضا الرب برسالتى و ولایه على بن ابى طالب من بعدى (ثم قال) من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله; (۱۲)
الله اکبر بر تکمیل شدن دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولایت على بعد از من. هر کس من مولاى او هستم، على مولاى اوست. خداوندا، آن کسى که او را دوست دارد دوست‏بدار، و آن کس که او را دشمن دارد، دشمن بدار، و هر کس او را یارى کند، یارى کن و هر کس او را خوار کند خوار گردان.»
آیا کمال دین و اتمام نعمت پروردگار به امامت و رهبرى است‏یا به دوستى و محبت؟!
۶ - تاج گذارى
پیامبرصلى الله علیه وآله در مراسم غدیر خم عمامه خود را که «سحاب‏» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین‏علیه السلام قرار دادند و انتهاى عمامه را بر دوش آن حضرت آویزان نمودند و فرمودند: «عمامه تاج عرب است.» خود امیرالمؤمنین‏علیه السلام در این باره فرمود:
«عممنى رسول الله‏صلى الله علیه وآله یوم غدیر خم بعمامه فدل طرفها على منکبى و قال: ان الله ایدنى یوم بدر و حنین بملائکه معتمین بهذه العمامه; (۱۳)
رسول خداصلى الله علیه وآله در روز غدیر خم عمامه‏اى بر سرم بستند و یک طرفش را بر دوشم آویختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنین، مرا به وسیله ملائکه‏اى که چنین عمامه‏اى بر سر داشتند یارى نمود.»
۷ - معجزه و امضاى الهى
حارث فهرى به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبرصلى الله علیه وآله آمده و گفت:
«اى محمد! سه سؤال از تو دارم: آیا شهادت به یگانگى خداوند و پیامبرى خودت را از جانب پروردگارت آورده‏اى یا از پیش خود گفتى؟ آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده‏اى یا از پیش خود گفتى؟ آیا درباره على بن ابى طالب که گفتى «من کنت مولاه فعلى مولاه....» از جانب پروردگارت گفتى یا از پیش خود گفتى؟
حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:
«خداوند به من وحى کرده است و واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلان کننده پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبرى اعلان نمى‏کنم.»
حارث گفت: «خدایا، اگر آنچه محمد مى‏گوید حق و از جانب توست، سنگى از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکى بر ما بفرست.»
و در روایت دیگر چنین است:
«خدایا، اگر محمد در آنچه مى‏گوید صادق و راستگو است، شعله‏اى از آتش بر ما بفرست.»
همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگى را از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد.
بعد از این جریان آیه «سال سائل بعذاب واقع، للکافرین لیس له دافع‏» (۱۴) نازل شد. پیامبر به اصحابشان فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند: آرى. (۱۵)
و با این معجزه، بر همگان مسلم شد که «غدیر» از منبع وحى سرچشمه گرفته و یک فرمان الهى است.
۸ - شرایط بیان حدیث
هرگاه مقصود از بیان حدیث غدیر، مراتب دوستى على‏علیه السلام بود، دیگر لازم نبود که پیامبر اکرم در هواى گرم کاروان صدهزار نفرى را از رفتن باز بدارد و مردم را در آن هواى گرم روى ریگ‏ها و سنگ‏هاى بیابان بنشاند و خطابه مفصل بخواند.
مگر قرآن با آیه شریفه «انما المؤمنون اخوه‏» (۱۶) افراد جامعه با ایمان را برادر یکدیگر نخوانده بود؟
قرآن، در آیات زیادى افراد با ایمان را دوست‏یکدیگر معرفى کرده است. على‏علیه السلام نیز عضو همان جامعه با ایمان بود و دیگر نیازى نبود که پیامبر اکرم مستقلا درباره دوستى و مودت على‏علیه السلام داد سخن بدهد.
اینکه هدف از حدیث غدیر بیان مراتب دوستى و نصرت على‏علیه السلام بوده و مولى به معنى محب و ناصر است، یک نوع اشکالتراشى کودکانه است و از تعصب‏هاى کور مایه مى‏گیرد، بلکه به حکم قرائن پیشین و شواهد دیگرى که با دقت در سراسر خطبه به دست مى‏آید، کلمه مولى در حدیث غدیر یک معنى بیش ندارد، و آن اولى به تصرف است.

_________________________________________
۱) شعراء/ ۲۱۴.
۲) تاریخ طبرى، محمد بن جریر، چاپ بیروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، ۱۸۷۹ م، ج ۲، ص ۶۴ - ۶۶; مسند احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۱۵۹.
۳) طبرى، همان، ج ۲، ص ۸۴; تاریخ ابن اثیر، ج ۲، ص ۶۵; سیره علوى، ج ۲، ص ۳; سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۳۲.
۴) مائده / ۶۷.
۵) مائده/ ۵۵.
۶) لا اله الا هو - لانه قد اعلمنى انى ان لم ابلغ ما انزل الى فى حق على فما بلغت رسالته، فقد ضمن لى (تبارک و تعالى) العصمه من الناس و هو الله الکافى الکریم، فاوحى الى:
بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها الرسول، بلغ ما انزل الیک من ربک فى على، «یعنى فى الخلافه لعلى بن ابى طالب‏» و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس.
معاشر الناس! ما قصرت فى تبلیغ ما انزل الله تعالى الى، و انا ابین لکم سبب هذه الآیه.
ان جبرئیل‏علیه السلام هبط الى مرارا ثلاثا یامرنى عن السلام ربى و هو السلام ان اقوم فى هذا المشهد، فاعلم کل ابیض و اسود ان على بن ابى طالب، اخى و وصیى و خلیفتى على امتى و الامام من بعدى، الذى محله منى محل هارون من موسى، الا انه لا نبى بعدى، و هو ولیکم بعد الله و رسوله و قد انزل الله تبارک تعالى على بذلک آیه من کتابه:
«انما ولیکم الله و رسوله و الذین‏یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون‏» (مائده/ ۵۵)
و على بن ابى طالب الذى اقام الصلوه و اتى الزکوه و هو راکع یرید الله عز وجل فى کل حال.
۷) معاشر الناس! لاتضلوا عنه ولا تنفروا منه، ولا تستنکفوا من ولایته، فهو الذى یهدى الى الحق و یعمل به، ویزهق الباطل و ینهى عنه، ولا تاخذه فى الله لومه لائم.
معاشر الناس فضلوه فقد فضله الله، واقبلوه فقد نصبه الله.
معاشر الناس! انه امام من الله،و لن یتوب الله على احد انکر ولایته ولن یغفر الله له، حتما على الله ان یفعل ذلک ممن خالف امره فیه و ان یعذبه عذابا نکرا، ابد الآباد و دهر الدهور.
فاحذروا ان تخالفوه فتصلوا نارا وقودها الناس والحجاره اعدت للکافرین.
۸) اشاره به امامت ائمه معصومین‏علیهم السلام از فرزندان امام على‏علیه السلام است.
۹) علامه امینى، الغدیر، ج ۱، ص ۱۵۹. - الاحتجاج، ابى منصور احمد بن على ابن ابى‏طالب الطبرسى، تحقیق ابراهیم بهادرى، و محمدهادى به; با اشراف علامه جعفر سبحانى، (تهران، انتشارات اسوه، التابعه لمنظمه الاوقاف و الشؤون الخیریه، ۱۴۱۳ ه ق)، ج ۱، صص ۱۳۸ - ۱۶۰.
تفسیر الصافى، محسن فیض کاشانى، (مشهد، دارالمرتضى للنشر بى‏تا) ج ۲، صص ۵۲ - ۶۶.
ر.ک: واقعه الغدیر الکبرى، محمد الدشتى و اسرار غدیر، محمدباقر انصارى.
۱۰) تعداد زیادى از علما و مفسران اهل سنت مى‏گویند: آیه تبلیغ در روز غدیر خم براى اعلان ولایت و امامت على‏علیه السلام نازل شده است:
جلال الدین عبدالرحمان بن ابى بکر سیوطى، تفسیر الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، (بیروت، المکتبه الشعبیه)، ج ۲، ص ۳۲۷، ذیل آیه شریفه; فخرالدین محمد بن عمر بن الحسن، تفسیر مفاتیح الغیب، ج ۱۲، ص ۴۹، ذیل آیه شریفه; رشیدرضا الوهابى مذهبا، تفسیر المنار (بیروت، دار المعرفه، الطبعه الثانیه)، ج ۶، ص ۴۶۳، ذیل آیه شریفه; قاضى محمد بن على الشوکانى الیمانى، تفسیر فتح القدیر، ج ۳، ذیل آیه شریفه; سیدمحمود بن عبدالله الآلوسى البغدادى، تفسیر روح المعانى، ج ۲، ذیل آیه شریفه; حافظ بن عساکر الشافعى، تاریخ الدمشق، شرح حال امیرالمؤمنین، ج ۲، ص ۸۶، ح ۵۸۹; شیخ ابى الحسن على بن احمد الواحدى النیسابورى، اسباب النزول (بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۰ ه ق)، ص ۱۳۵; غیاث الدین بن همام الدین الحسینى المشتهر به خوان میر، حبیب السیر، طهران، مطبعه الحیدرى، ج ۲، ص ۱۲; شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع الموده، بیروت، (مؤسسه الاعلمى للمطبوعات)، ج ۱، ص ۱۱۹، باب ۳۹; حافظ ابى القاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد الحسکانى، شواهد التنزیل، حققه و علق علیه الشیخ محمدباقر المحمودى، بیروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، الطبعه الاولى، ۱۳۹۳، ج ۱ ص ۱۸۷، احادیث‏شماره ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۴۵، ۲۴۷، ۲۴۸، ۱۹۲; حافظ احمد بن عبدالرحمان ابى بکر الفارسى الشیرازى، ما نزل القرآن فى على‏علیه السلام، ص ۶۸; بدرالدین محمود الشهیر بابن العینى الحنفى، عمده القارى فى شرح صحیح البخارى، ج ۸، ص ۵۸۴.
۱۱) حافظ بن عساکر الشافعى، تاریخ الدمشق، شرح حال امیرالمؤمنین‏علیه السلام، ج ۲، ص ۵۲ - ۴۷ و ص ۷۸ - ۷۶، حادیث‏شماره ۵۴۸، ۵۴۹، ۵۵۰، ۵۵۱، ۵۵۲، ۵۷۹، ۵۸۰; فخرالدین محمد بن عمر بن الحسین، التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۴۹، ذیل آیه «تبلیغ‏» (مائده/ ۶۷); اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقى، البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۲۱۲; شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع الموده، بیروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، ج ۱، ص ۲۸ و ۲۹; صدرالدین الحموینى الشافعى، فرائد السمطین، ج ۱، ص ۷۷، باب ۱۳، ح ۴۴ و ص ۷۰، باب ۱۲، ح ۳۸; احمد بن محمد بن حنبل الشیبانى، المسند، ج ۴، ص ۲۸۱; حافظ عبدالرحمان بن على بن محمد ابى الخرج ابن الجوزى، المناقب; ابى الفرید الموفق بن احمد خطیب خوارزمى، المناقب، ص ۹۴; ابى الحسن على بن محمد الحلائى المعروف به «ابن المغازلى الشافعى‏»، المناقب، ص ۱۸ و ۲۴; جلال الدین السیوطى الشافعى، الحاوى للفتاوى، ج ۱، ص ۱۲۲; محب الدین ابو جعفر احمد بن عبدالله الاذرعى، بدیع المعانى، ص ۷۵; ابى القاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد الحسکانى، شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۵۶، ح ۲۱۰ و ص ۱۵۸، ح ۲۱۳; الخطیب البغدادى، تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۲۹۰; ابن حجر العسقلانى، الصواعق المحرقه، ص ۲۶; المتقى الهندى، کنز العمال، ج ۶، ص ۳۹۷; شیخ محمد حبیب الله بن عبدالله الشنقیطى المدنى المالکى، کفایه الطالب لمناقب على بن ابى طالب، ص ۲۸; جمال الدین محمد الزرندى، درر السمطین فى مناقب السبطین، ص ۱۰۹; ابى المظفر یوسف بن قزاوغلى بن عبدالله البغدادى شمس الدین الملقب به سبط ابن الجوزى الحنبلى ثم الحنفى، تذکره الخواص، بیروت، مؤسسه اهل البیت‏علیهم السلام، ۱۴۰۱ ه ق، ص ۳۷; ابى حامد محمد الغزالى، سر العالمین و کشف ما فى الدارین، ص ۲۱; ابى عبدالله محمد بن عبدالباقى الزرقانى المالکى، شرح المواهب اللدنیه، ج ۷، ص ۱۳; محمدرشید رضا، تفسیر المنار، بیروت، دار المعرفه، الطبعه الثانیه، ج ۶، ص ۴۶۵، ذیل آیه شریفه «تبلیغ، مائده/ ۷۱»; ابوالفداء اسماعیل بن کثیر، السیره النبویه، ج ۴، ص ۴۱۷.
۱۲) حافظ حسکانى، شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۵۷، حدیث ۲۱۱; محمد الحموینى، فرائد السمطین، ج ۱، ص ۷۴، ذیل آیه شریفه; البدایه و النهایه، ج ۷، ص ۳۴۷ و صفحات بعد از آن; حافظ بن عساکر الشافعى، ترجمه الامام على بن ابى‏طالب‏علیه السلام من مدینه الدمشق، ج ۲، ص ۸۵، ح ۵۸۸; ابن المغازلى الشافعى، المناقب، ص ۱۹; الیعقوبى، تاریخ الیعقوبى، ج ۲، ص ۳۵; الخطیب البغدادى، تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۲۹۰; ابن الجوزى الحنفى، تذکره الخواص، ص ۳۷; السیوطى الشافعى، تفسیر درالمنثور، بیروت، المکتبه الشیعیه، ج ۲، ص ۲۵۱، ذیل ایه شریفه; شیخ سلیمان قندوزى، ینابیع الموده، چاپ یک جلدى، ص ۱۱۵; الخوارزمى الحنفى، المناقب، ص ۸۰; الآلوسى، تفسیر روح المعانى، ج ۶، ذیل آیه شریفه; الثعلبى، تفسیر الکشف و البیان، ذیل آیه شریفه; عبدالله الحنفى، ارجح المطالب، ص ۵۶۸; الخوارزمى الحنفى، المقتل الحسین، قم، منشورات مکتبه المفید، ج ۱، ص ۴۷; عبدالله الشافعى، المناقب، ص ۱۰۶.
۱۳) محمد الجوینى، فرائد السمطین، ج ۱، ص ۷۶، باب ۱۲، احادیث‏شماره ۴۱، ۴۲ و ۴۳.
جوینى در روایتى دیگر نیز در این باره نقل مى‏کند:
عن جعفر بن محمد قال: «حدثنى ابى، عن جدى ان رسول الله‏صلى الله علیه وآله عمم على بن ابى طالب صلوات الله علیه و آله عمامته السحاب فارخاها من بین یدیه و من خلفه ثم قال: اقبل، فاقبل ثم قال له: ادبر، فقال: هکذا جاءتنى الملائکه.»
۱۴) معراج / ۱.
۱۵) این روایت را بسیارى از علماى اهل سنت در کتاب‏هاى خود نقل کرده‏اند که در ذیل به نمونه‏هایى از آن‏ها اشاره مى‏کنیم:
ابى عبدالله محمد بن احمد الانصارى القرطبى، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۴۰۵، ج ۱۸، ص ۲۷۸، ذیل آیه شریفه; سبط بن الجوزى، تذکره الخواص، ص ۳۷; شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۲۸۶، ح ۱۰۳۰; جمال الدین محمد الزرندى الحنفى، نظم درر السمطین، طهران، مکتبه نینوى الحدیثه، ص ۹۳; ابى السعود محمد بن محمد العمادى، تفسیر ابی السعود، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ج ۸، ص ۲۹، اول تفسیر سوره معارج; المناوى، فیض القدیر، شرح الجامع الصغیر، بیروت، دارالفکر، الطبعه الثانیه، ۱۳۹۱ ه ق، ج ۶، ص ۲۱۸، در تفسیر حدیث ۹۰۰۰; السیره الحلبیه، ج ۳، ص ۳۳۷; نور الابصار، ص ۷۸، الشبلنجی; شیخ سلیمان قندوزى، ینابیع الموده، بیروت، مؤسسه الاعلمى المطبوعات، ج ۲، ص ۹۹، باب ۵۸.
۱۶) حجرات / ۱۰.







جلوه ای از خطبه ی غدیر


غدیر خم نقطه عطف نبوت پیامبرگرامی اسلام (ص) و مکتب آسمانی و الهی اوست. آنچه در غدیر خم رخ داد به واقع نتیجه و محصول زحمات و رنج های ۲۳ ساله رسالت بود که خط مشی آینده مسلمانان را رقم زد و اتمام حجتی بود برای آنانکه بعد از پیامبر (ص) به دنبال هدایت و سعادت بودند.
به عقیده علماء خطاب خداوند درباره اعلام جانشینی امیر مؤمنان علی (ع) در قالب آیه « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» که ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف خداند بر تو نازل شده که اگر ابلاغ نکنی رسالت خود را نرسانده ای (مائده آیه ۶۷) در هیچ جای دیگر از فرامین الهی وجود ندارد.
حال برای اینکه واقعه مهم غدیر خم به شکلی کوتاه در اذهان ترسیم شود می توان مهمترین نکات سخنان پیامبر (ص) در این روز را دسته بندی کرد، علاوه بر اینکه به نظر ما تمامی این بیانات پر اهمیت است اما می توان آنها در قالب سر فصل هایی تقسیم کرد.
شرایط زمانی و مکانی غدیر خم
شرایط جغرافیایی و مکانی غدیر خم که در وادی به نام جحفه قرار داشته به علاوه زمان این واقعه و شرایط خاص آن دلایلی قابل توجه برای اهمیت ولایت جهان اسلام پس از رسول خدا(ص) هستند. غدیر خم منطقه ای است در میانه راه مکه و مدینه. پیامبر پس از َآخرین حج خود به همراه مسلمانان که «حجه الوداع»نامیده شد در شرایطی خاص مساله جانشینی علی بن ابیطالب را مطرح نمودند و این مساله بر هیچ یک از علماء اهل سنت و تشیع پوشیده نیست.
این واقعه درسال دهم هجری رخ داد و پیامبر (ص)پس از دستور الهی افرادی را به مدینه و اطراف آن فرستادند تا همگان از تصمیم رسول خدا(ص) بر این سفر مطلع شده و خود را َآماده همراهی نمایند.
حضرت علی (ع) که در این ایام ماموریت یافته برای دعوت به اسلام و حل اختلافاتی که بین اهل یمن پیش آمده بود به این سرزمین سفر کند، پس از اطلاع از عزم پیامبر (ص) بر سفر حج، به همراه یاران و جمعی از اهل یمن رهسپار مکه شدند که به قولی دوازده هزار نفر از اهل یمن حضرت امیر (ع) را در این سفر همراهی کردند.
تواتر حدیث غدیر
به عقیده علماء در تواتر غدیر جای بحث وجود ندارد. شیعه می گوید: این حدیث که بخشی از خطبه پیامبر (ص)در روز غدیر خم است، آنقدر از افراد مختلف موافق و مخالف علی(ع) نقل شده که هرگز نمی توان احتمال داد دروغ یا تبانی در کار بوده است. بسیاری از کسانی که این خبر را نقل می کنند جزو افرادی هستند که در طول عمر خود علاقه ای به امیر المومنین علی (ع) نشان نداده اند و شیعه و سنی بر این مساله واقفند. ضمن اینکه نبی مکرم اسلام چه قبل از این واقعه در طول سال های نبوت و چه بعد از این رویداد مهم، بارها و بارها در تفسیر و تاویل و بیان شان نزول آیات قرآن و احادیث مختلف بر جانشین علی (ع) تأکید داشتند که از آن جمله می توان به آیه ولایت (مائده آیه ۵۵) و حدیث منزلت (کتب مختلف حدیثی) اشاره نمود و در حقیقت غدیر خم نقطه ای از زمان و مکان بود که پیامبر به صورت عمومی بر این مسأله تصریح کرد.
اقدامی قبل از حرکت به سوی غدیر خم
پس از انجام مناسک حج و پیش از حرکت به سوی غدیر خم، پیامبر اسلام (ص) در اقدامی دستور دادند تا بزرگان صحابه جمع شدند و در مراسمی نزد علی (ع) رفته و عنوان «امیر المؤمنین» بر او سلام کنند تا بدین شکل در زمان حیات خود، از آنان برای جانشینی علی اقرار بگیرد و این تازه ابتدای راه بود. زیرا در غدیر خم سخنانی مطرح شد که هر شک و شبهه ای رادر این باره از برد.
حرکت به سوی میعادگاه
با اینکه انتظار می رفت پیامیر(ص) پس از حج مدتی را در مکه اقامت کنند، اما بلافاصله پس از اتمام مناسک دستور داد به مردم اعلام نمایند، چهارم ذی الحجه باید حرکت کنند تا در وقت معین در «غدیر خم» حاضر باشند. براساس دستور پیامبر تمامی مسلمانانی که در مراسم حج شرکت کرده بودند که تعداد آنها بالغ بر صدوبیست هزار نفر ذکر شده، برای حضور در این میعادگاه تاریخی عازم شدند. هیجدهم ذی الحجه هنگامی که کاروان به نزدیکی منطقه غدیر خم رسید پیامبر(ص) مسیر حرکت خود را به سمت غدیر تغییر داده و فرمودند: «ایها الناس، اجیبوا داعی الله، انا رسول الله» ای مردم دعوت کننده خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم. در ادامه دستور دادند همه مردم متوقف شوند و آنانکه پیش رفته اند باز گردند و آنانکه از عقب کاروان می آیند توقف کنند . هنگامیکه این اجتماع عظیم بوجود می آید شدت گرمای هوا به حدی است که مردم گوشه ای از لباس و عبای خود را زیر پا گذاشته اند تا زمین داغ آنها را آزرده نکند.
از خطبه غدیر
منبر پیامبر آماده می شود، اطرافیان با جهاز شتران و دیگر مرکب ها این منبر را می سازند، در جایی که رسول خدا(ص) در هنگام ایراد خطابه بر همه اشراف داشته باشد. فردی نیز برای آنکه کلام رسول خدا (ص) به همگان برسد در میان جمعیت قرار گرفت تا بیانات را تکرار کند. حال جمعیت منتظرند تا ببینند و بشنوند که فرستاده خدا چه مطلب مهمی را می خواهد بیان کند.
پیامبر در خطابه ای نزدیک به یک ساعت تمام آنچه را که برای سعادت بشریت و آینده مسلمانان نیاز است، بیان می کند. این سخنان را می توان به چند بخش تقسیم کرد که در ادامه می آید:
حمد و ثنای الهی
پس از اینکه پیامبر نماز را اقامه نمود برفراز منبر ایستادند و علی (ع) را در کنار خود قرار دادند، در شرایطی که حضرت امیر (ع) یک پله پایین تر بودند و دستان رسول خدا(ص) بر شانه ایشان.
پیامبر(ص)سخن خود را همچون اغلب خطابه ها با حمد و ثنای الهی آغاز کردند:
ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است.بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان با قدرت و برهان خود چیره است...
فرمان الهی برای ابلاغ مطلبی مهم
سپس فرمودند: ایم مردم خداوند بر من چنین وحی فرموده که « ای فرستاده ما، آن چه از سوی پروردگارت ( درباره علی و خلافت او) بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن و گرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای و او تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.
پیامبر (ص) در ادامه چنین فرمودند:همان جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی پروردگارم که او سلام است، و به من مأموریت داد که در این اجتماع بر هر سفید وسیاهی اعلام کنم که:« علی ابن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من در میان امت و امام پس از من است. جایگاه او نسبت به من همچون هارون به موسی است، جز اینکه پیامبری پس از من نخواهد بود و او (علی «ع») صاحب اختیار شما پس از خدا و رسولش است.
آیه ولایت
رسول خدا(ص) در ادامه به آیه ای که به آیه ولایت مشهور است اشاره کردند که: پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده که «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنو الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکاه و هم راکعون» همان ولی و صاحب اختیار شما و سرپرست شما، خدا و پیامبر او هستند و کسانیکه ایمان َآورده اند و نماز به پا می دارند و درحال رکوع زکات می پردازند.
و این علی ابن ابیطالب است که نماز به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.
پیامبر ادامه می دهد که «من از جبرئیل درخواست کردم از خداند سلام اجازه گرفته و مرا از این مأموریت معاف فرماید"،این مطلب نشان از سختی این مأموریت مهم دارد و رسول خدا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسه ملامت گران و مکر مسخره کنندگان را دلیل آن می داند.
امامت تا رستاخیز
در بخش دیگری از خطبه غدیر، رسول الله با بیان اینکه آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام، به ولایت امامان بعد از علی (ع) اشاره می کند و می فرماید:
پس از من به فرمان پروردگار علی، ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود و این قانون تا برپایی رستاخیر که خدا و رسول او رادیدار کنید، دوام دارد.
علی (ع) مفسر حقیقی قرآن
خطبه غدیر این چنین از سوی پیامبر ادامه می یابد:
ای مردم! در قرآن اندیشه کنید، ژرفی آیات آن را دریابید و برمحکماتش نظر کنید و ازمتشابهات آن پیروی نکنید. پس به خدا سوگند باطل و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام. (علی بن ابیطالب (ع))
قرآن و عترت دو ثقل گرانبها
رسول الله(ص) پیش از آنکه به نقطه عطف این سخنرانی برسد در قسمتی دیگر از خطبه اینگونه بیان می کند:
هان ای مردم! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچکترند (ثقل اصغر) و قرآن یادگار گران سنگ بزرگتر (ثقل اکبر)، هر یک از این دو از دیگری خبر می دهد و با آن سازگار است، این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تادر حوض کوثر بر من وارد شوند.
این بخش از کلام پیامبر در جایی دیگر نیز که به حدیث ثقلین مشهور شده است در واپسین روزهای زندگی رسول خدا(ص) بیان شده و ایشان قرآن و عترت را لازمه سعادت مسلمانان و انسان ها می دانند و تأکید می کنند که این دو از یکدیگر جدا ناشدنی هستند.
نقطه اوج
پیامبر (ص) بدین سان واقعه را به اوج می رساند که :
... اعلام می دارم که :هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست و او علی بن ابیطالب است و...
اینجا رسول خدا (ص)، علی(ع) را به نزدیکتر فرا می خواند، از پشت هر دو بازوی علی را می گیرد او را از جای بلند کرده و می فرماید:
مردم چه کسی سزاوارتر از شما به شماست؟ گفتند: خداو پیامبر او (اشاره به آیه قرآن)، فرمود: آگاه باشید آن که من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست. خداوندا دوست بدار هر آن که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن یار او را و تنها گذار آن را که او را تنها بگذارد.
«الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله»
کامل شدن دین خدا
پیامبر آیه ای را که به آیه اکمال شهرت دارد در این بخش از خطبه بیان می کند به این شکل که :
معبودا! تو خود در هنگام بر پاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی که:« الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» «امروز دین شما را به کمال و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.
فضایل علی و اهل بیت (ع)
پیامبر پس از این مرحله حساس به بیان فضایل علی(ع) و امامان معصوم علیهم السلام می پردازد و بیان می کند که:
ای مردم!نور از سوی خداند عز و جل در جان من، سپس در جان علی بن ابیطالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی (عج) که حق خدا و مارا می ستاند جا گرفته است....
ای مردم! صراط مستقیم خداوند که شما را به پیروی آن امر فرموده، من هستم و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او پیشوایان راه راست اند که به درستی و راستی راهنمایند و به آن حکم و دعوت می کنند....
دوستداران امامان آن مؤمنانی اند که قرآن چنین توصیف نموده «آنان که ایمان آورده و باور خود را به شرک نیالوده اند در امان و در راه راست هستند» هان! یاران امامان در نهان از پروردگار خویش ترسانند و پاداش بزرگ (الهی) برای آنان خواهد بود.
بیعت با علی (ع)
رسول خدا در این بخش از خطبه مردم را برای بیعت با امام علی (ع) آماده کردند و چنین اظهار داشتند: اینک شما را می خوانم که پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده و به امامت او قرارا کنید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اکنون از سوی خداوند برای امامت او پیمان می گیرم.
پیامبر به آیه ای از قرآن اشاره می کند تا اهمیت مسأله بیعت را تبیین کند، آنجا که خداوند متعال می فرماید: « (ای پیامبر) آنانکه با تو بیعت کردند همان با خدا بیعت کرده اند. دست خدا بالای دست آنان است، پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضرر خود اوست و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمی عنایت خواهد کرد."
بیعت لسانی با ائمه معصومین (ع)
اینجای خطبه است که پیامبر برای علی و امامان بعد از او از مردم بیعت لسانی می گیرد، اینچنین که : ای مردم شما بیش از آن هستید که در یک زمان با یک دست من بیعت نمایید. از اینروی خداوند به من دستور داده که از زبان از شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیر المؤمنین را محکم کنم و نیز بر امامان پس از او که از نسل من و اویند. همان گونه که اعلام کردم ذریه من از نسل اوست.
پس همگان بگویید:
«ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پرورگار و خودت به ما رساندی، درباره امر امامت علی امیر المؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا می آیند.
بر این مطلب با قلب، جان، زبان و دستانمان با تو بیعت می کنیم. بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم،و با آن محشور می شویم.....
پس برای آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد، از قلب هایمان و جانهایمان و زبانهایمان و ضمیرهای ما و دست هایمان. هر کس توانست با دست بیعت می نماید و گرنه با زبانش اقرار می کند.....»
وقتی کلام پیامبر(ص) پایان یافت همه مردم سخن او را تکرار کردند و بدین شکل بیعت عمومی گرفته شد.
بیعت مردان و زنان
تاریخ چنین می گوید که : پس از اتمام خطبه صدای مردم بلند شد که آری، شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و زبان و دستمان اطاعت می کنیم. بعد به سوی پیامبر (ص) و امیر المؤمنین (ع) ازدحام کردند و برای بیعت سبقت می گرفتند و با ایشان دست می دادند.
پیامبر برای نظم دادن به بیعت مردم، دو خیمه را دستور دادند که بر پا شود یکی برای خود و دیگری برای علی (ع) و مردم بدین ترتیب پس از حضور در خیمه پیامبر در خیمه مخصوص امیر المؤمنین بر او سلام می کردند.
پیامبر (ص) دستور دادند تا ظرف آبی آوردند و پرده ای زدند که نیمی از ظرف آب در یک سوی پرده و نیم دیگر آن در یک سوی دیگر قرار گرفت، تا زنان با دست خود در یک سوی آب با امیر المؤمنین (ع) که دستشان را در سوی دیگر قرار داده بودند بیعت کنند و به این شکل زنان نیز بیعت کردند.
تاج ولایت
پیامبر (ص) در ادامه این مراسم عمامه خود را که سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امیر المؤمنین قرار دادند.
حضرت امیر (ع) خود در این باره می فرماید:
پیامبر در روز غدیر خم عمامه ای بر سرم بستند و یک طرفش را بر دوشم آویختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنین مرا بوسیله ملائکه ای که چنین عمامه ای بر سر داشتند یاری کرد.
دو اتفاق بزرگ دیگری که در این مراسم پر شکوه سه روزه رخ داد مسأله حضور جبرئیل و معجزه ای است که در قضیه حارث فهری پیش آمد و این واقعه نیز بر حقیقت مسأله غدیر تأکید داشتند که در اینجا از ذکر آن پرهیز می کنیم.
آنچه در پایان می توان به آن اشاره کرد این است که برخی می گویند کلمه «مولا» که در این خطبه به آن اشاره شد به معنی دوستی به کار رفته است، حال آنکه در جای جای خطبه می بینیم پیامبر با اشاره به آیات قرآن و شأن نزول آنها تأکید بر مسأله خلافت و جانشینی حضرت امیر (ع) دارند و دیگر اینکه بیعت گرفتن از آن جمعیت عظیم آیا می تواند تنها برای اثبات دوستی و محبت علی بن ابیطالب (ع) باشد. این بیعت نشان میدهد مسأله ای که مطرح شد برخلافت و جانشینی پیامبر (ص) تأکید داشته و به هیچ شکلی نمی توان آن را نادیده گرفت.
مسأله دیگری که در این مقوله مطرح است، این موضوع می تواند باشد که اگر این واقعه به خوبی سرلوحه امت مسلمان قرار می گرفت، اختلافاتی که در طول تاریخ برای مسلمین پیش آمد ، هرگز به وقوع نمی پیوست و وحدت اسلامی به معنای واقعی کلمه تحقق می یافت، زیرا پیامبر علاوه بر علی (ع) به جانشینان او تا قیامت اشاره کردند، لکن اتفاقات و مسایل مختلفی جامعه اسلامی را از این موهبت عظیم الهی محروم کرد و تنها عده ای اندک در طول تاریخ توانستند از برکات وجودی ائمه هدی (ع) بهره مند شوند و این مسأله مسؤولیت علماء و اندیشمندان شیعی را در تبیین صحیح جانشینی بعد از پیامبر (ص) دو چندان می کند.
زیرا اتفاقاًغدیر می تواند نقطه اتحاد مذاهب و فرقه های مختلف اسلامی باشد و تمامی مسلمانان بر حول این محور الهی حرکت کنند و با بهره گیری از این معادن حکمت و علم و معرفت، جهانی پر از عدل و داد را رقم بزنند.
--------------------------------------
منبع : بانک مقالات فارسی


گلستان غدیر


موعود جوان :: بهمن و اسفند ۱۳۸۱، شماره ۲۴ غدیر، عید انسانیت غدیر عید انسانیت است . آن روز هدف نهایی از خلقت انسان بیان شد . غدیر در روح ما و از طینت ماست . با غدیر به دنیا آمده ایم، و با زلالش، که با شیره جانمان آمیخته است، به ملاقات پروردگار خواهیم رفت . آینده غدیر در غدیر چشمان پیامبر (ص) دور دست هایی را می نگریست که می بایست کشتی اسلام آن را طی کند تا هدف نهایی آن به ظهور برسد . دست علی بن ابی طالب (ع) را گرفت و او را بلند کرد و از همانجا او را به همه نسل های تاریخ نشان داد و به عنوان جانشین خود معرفی فرمود . هیچ حکمی مثل ولایت اعلام نشد در تاریخ بعثت پیامبر (ص)، فقط حکم ولایت در غدیر است که با مقدمات مفصل و در مکانی خاص و در اجتماعی عظیم و به صورت خطابه ای طولانی بیان شده است . سایر احکام الهی در مسجد پیامبر (ص) یا خانه آن حضرت و برای عده ای بیان می شد و بعد خبر آن به آگاهی همه می رسید . امام باقر (ع) در این باره می فرمایند: لم یناد بشی ء مثل ما نودی بالولایه یوم الغدیر هیچ حکمی مثل حکم ولایت در روز غدیر اعلام نشده است . اصول کافی، ج ۲، ص ۲۱ انتخاب «غدیر خم » انتخاب منطقه «غدیر» که به امر خاص الهی بود از چند جهت قابل ملاحظه است . یکی اینکه غدیر کمی پیش از محل جدا شدن کاروان ها و تقاطع مسیر است . دوم اینکه در آینده اسلام که کاروان های حج در راه رفت و برگشت از این مسیر عبور می کنند، با رسیدن به وادی غدیر و نماز در مسجد پیامبر (ص)، با این زیربنای اعتقادی تجدید خاطره می کنند و یاد آن در دلها زنده می شود . سوم اینکه «غدیر» کمی پیش از «جحفه » ، بیابانی وسیع و آبگیری برای جمع شدن آب سیل ها قرار داشت و برای برنامه سه روزه پیامبر (ص) و ایراد خطبه برای آن جمعیت انبوه بسیار مناسب بوده است . نام های پیشوایان در خطبه غدیر تصریح های پیامبر (ص) به نام های مبارک پیشوایان ما در خطبه غدیر اهمیت فوق العاده آنها را می رساند . در این خطبه: - از امیرالمؤمنین (ع) چهل بار به عنوان (علی (ع)) یاد شده است; - کلمه «ائمه (ع)» ده بار صریحا آمده است; - نام امام زمان (ع) چهار بار به عنوان «مهدی (ع)» ذکر شده است . جشن عمومی غدیر امیرالمؤمنین (ع) روز غدیری را که با جمعه مقارن شده بود جشن گرفتند و در خطبه ای به همین مناسبت، مطالب مفصلی درباره غدیر و عید گرفتن آن روز فرمودند . پس از نماز، حضرت به اتفاق اصحابشان به منزل امام مجتبی (ع) که جشنی در آنجا برپا شده بود رفتند و پذیرایی مفصلی انجام شد . عوالم، ج ۱۵/۳، ص ۲۰۹ تبریک و تهنیت عید غدیر امام صادق (ع) فرمود: هرگاه در این روز برادر مؤمن خود را ملاقات کردی بگو: الحمد لله الذی اکرمنا بهذا الیوم و جعلنا من المؤمنین، و جعلنا من المؤفین بعهده الذی عهده الینا و میثاقه الذی و اثقنا به من ولایه ولاه امره والقوام بقسطه و لم یجعلنا من الجاحدین و المکذبین بیوم الدین . سپاس خدای را که ما را به این روز گرامی داشت و ما را از مؤمنان و وفادار به پیمانی قرار داد که درباره والیان امر و برپا دارندگان عدالت از ما گرفت، و ما را از منکران روز قیامت قرار نداد . امام رضا (ع) فرمود: در این روز به یکدیگر تبریک بگویید و هرگاه برادر مؤمن خود را ملاقات کردید چنین بگویید: با تو در راه خدا برادری می کنم و دست می دهم، و با خدا و ملائکه اش و رسولان و انبیائش و امامان معصوم (ع) پیمان می بندم که اگر من از اهل بهشت و شفاعت بودم و به من اجازه ورود به بهشت دادند، وارد آن نشوم مگر آنکه تو نیز همراه من باشی . آنگاه برادر دینی در جواب او بگوید: قبلت; قبول کردم . سپس بگوید: اسقطت عنک جمیع حقوق الاخوه ما خلا الشفاعه و الدعاء والزیاره; همه حقوق برادری را از تو ساقط کردم، مگر شفاعت و دعا و دیدار . محدث نوری، مستدرک الوسایل، چاپ قدیم، ج ۱، باب ۳، ص ۴۵۶، به نقل از کتاب زادالفردوس (همچنین از شیخ نعمه الله بن خاتون عاملی نقل کرده که بر این مطلب از پیامبر (ص) نص وارد شده است . مرحوم فیض کاشانی نیز در خلاصه الاذکار، باب دهم، ص ۹۹، برنامه «عقد اخوت » را ذکر کرده است) . اولین کتاب ها درباره موضوع غدیر سه کتاب را باید به عنوان اولین کتاب هایی نام برد که ماجرای غدیر را ثبت کرده اند: ۱ . کتاب علی (ع) که نوشته امیرالمؤمنین (ع) از املای پیامبر (ص) است . این کتاب از ودایع امامت است که جز معصومین (ع) کسی به آن دسترسی ندارد . ۲ . نوشتار دیگر کتاب سلیم بن قیس هلالی است . مؤلف آن، که در سال ۷۶ ه . ق درگذشته، در موارد مختلف مسئله غدیر را آورده و حتی در یک حدیث مستقل ماجرای غدیر را به طور کامل منعکس کرده است . ۳ . اولین کتاب مستقلی که درباره موضوع غدیر تالیف شده، از عالم بزرگ ادبیات عرب، خلیل بن احمد فراهیدی (متوفای سال ۱۷۵) است که خطبه مفصل پیامبر (ص) را در غدیر در آن آورده است . بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۲۱، ح ۱۵; عوالم، ج ۱۵/۳، ص ۴۴ تاریخ جشن غدیر در زمان آل بویه در ایران و عراق و در حکومت فاطمیان در شام و مصر و یمن جشن های غدیر به طور مفصل گرفته می شد و اهمیت خاصی برای آن قائل بودند . از زمان صفویه تا زمان ما نیز همه ساله مراسم غدیر باشور و شوق خاصی برگزار می شود . اکنون سال های متمادی است که بزرگان علما و مقامات بلند پایه و گروه های مختلف مردم در روز غدیر پیام های تبریک برای یکدیگر می فرستند و آن را گرامی می دارند . جشن های غدیر نیز از شهرهای بزرگ گرفته تا دور افتاده ترین روستاها برگزار می شود . عیدالغدیر فی عهد الفاطمیین مسجد پیامبر (ص) در غدیر از روزی که پیامبر (ص) در غدیر خم امیرالمؤمنین (ع) را به امامت منصوب فرمود، آن وادی تقدس تازه ای یافت . مراسم سه روزه در آن سرزمین با حضور دو نور پاک، محمد و علی (ص) چنان روحی در کالبد آن جاری ساخت که در طول چهارده قرن همواره با نام «مسجد پیامبر (ص) در غدیر» بر سر زبان ها ماند و میلیون ها زایر بیت الله در رفت و بازگشت بدان تبرک جستند و با عبادت در آن به بارگاه الهی تقرب یافتند . بحارالانوار، ج ۸ قدیم، ص ۲۲۵ و ج ۳۷، ص ۲۰۱ و ح ۵۲، ص ۵، ح ۴ و ج ۱۰۰ ص ۲۲۵; اثبات الهداه، ح ۲، ص ۱۷، ح ۶۷ و ص ۲۱، ح ۸۷ و ص ۱۹۹، ح ۱۰۰۴; معجم البلدان، ح ۲، ص ۳۸۹; مصباح المتهجد، ص ۷۰۹; ابن حمزه الوسیله، ص ۱۹۶; شیخ طوسی الغیبه، ص ۱۵۵; الدروس، ص ۱۵۶; سید جلالی مزارات اهل البیت (ع) و تاریخ ها: ص ۴۲ . زیارت امیرالمؤمنین (ع) در روز غدیر آرزوی هر مسلمانی است که ای کاش زمان به عقب برمی گشت و در غدیر حاضر بود و به حضرت علی (ع) تبریک می گفت . ای کاش امیرالمؤمنین (ع) اکنون زنده بود، و هر سال در روز غدیر به حضورش شرفیاب می شدیم و با او تجدید بیعت می کردیم و بار دیگر به او تهنیت می گفتیم . هر چند تحقق این آرزو شدنی نیست، زیارت امیرالمؤمنین (ع) در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آن حضرت و عرض ادب به ساحت قدس او و سخن گفتن با او از صمیم جان و بازگفتن این آرزوی قلبی در پیشگاه اش تجدید بیعت حقیقی و تبریک و تهنیت واقعی است . سلام کردن غدیریان به شخصیت دوم عالم وجود - که صدای ما را می شنود و پاسخ ما را می دهد - در حکم حضور در بیابان غدیر و بیعت با دست مبارک اوست . امام صادق و امام رضا (ع) سفارش اکید فرموده اند که تا می شود در روز غدیر کنار قبر امیرالمؤمنین (ع) حاضر باشیم و این یادبود عظیم را در حرم صاحب غدیر به پا کنیم . حتی اگر نمی توانیم در حرم او حاضر شویم در هرجایی که باشیم کافی است به سوی قبر حضرت اشاره کنیم و به او سلامی دهیم و قلب خود را در حرم او حاضر کنیم و با مولایمان سخن بگوییم، که او سلام ما را پاسخی گرم می دهد و دست بیعت ما را با دستان خدایی خویش می فشارد . عوالم، ج ۱۵/۳، ص ۲۲۰ امام رضا (ع) و عید غدیر امام رضا (ع) می فرماید: این روز، روز عید خاندان محمد (ع) است . همچنین فرمود: هر کس این روز را عید بگیرد، خداوند مالش را زیاد می کند . در روز عید غدیری، حضرت رضا (ع) عده ای از خواص اصحاب خود را برای افطار دعوت فرمود، و به منازل آنان هدایا و عیدی فرستاد، و درباره فضایل این روز سخنانی ایراد فرمود . عوالم، ج ۱۵/۳، صص ۲۲۱ - ۲۲۳ .

نام های پنجاه گانه غدیر


اسلام علاوه بر این که برای برخی از روزها اسمهای خاصی مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذکر و تنبه آنان گردد.


نامها به سهولت در ذهنها جای می گیرند و به راحتی معانی بلند را منتقل می کنند به همین دلیل و دلایل دیگر، نامگذاری روزها و یا هفته ها یکی از شیوه های تبلیغاتی مثبت و منفی شده است و مطرح شدن و رواج پیدا کردن ارزشها یا ضد ارزشها را در پی دارد.
روز مادر، روز کارگر، روز پاسدار، روز جانباز و روز بهره وری و هفته دولت و ... نمونه های شایسته ای از نامگذاری روزها و هفته ها در جامعه ما هستند. روز جهانی مستضعفین، روز جهانی قدس، روز آب، روز غذا و ... هم روزهایی است که در سطح جهانی مطرح هستند و برخی از آنها به برکت انقلاب اسلامی مطرح شده اند اسلام هزار و چهارصد سال پیش، از این شیوه برای القای اندیشه های نورانی خود و تثبیت آرمانهای مقدس الهی، بهره گرفته است.
اسلام علاوه بر این که برای برخی از روزها اسمهای خاصی مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذکر و تنبه آنان گردد.
یکی از روزهایی که در اسلام برای تعظیم آن، از شیوه نامگذاری بهره گرفته شده "غدیر" است. ویژگی غدیر این است که نامهای گوناگونی برای آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهای دیگر نشان می دهد نامهای روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمی دارند هر نامی از این نامها دری تازه از قلعه بلند غدیر بر ما می گشاید چرا که اسلام بر برگزیدن نامی برای زمان یا مکان و یا هر چیز دیگر، خصوصیات مسمی را در نظر داشته و به جنبه ها و زوایای آن توجه کرده است. از این روی شناختن و شناساندن نامهای روز غدیر یک ضرورت است. با این کار تصویری روشن از این روز در ذهن و دل نقش بسته و بیش از پیش این روز بزرگ را می شناساند.
شایسته است نامهای غدیر را با بهترین شکل و زیباترین خط بنویسیم و محافل جشن و سرور عید غدیر را با آن، معنی و روحی تازه ببخشیم.
ویژگی غدیر این است که نامهای گوناگونی برای آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهای دیگر نشان می دهد نامهای روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمی دارند هر نامی از این نامها دری تازه از قلعه بلند غدیر بر ما می گشاید.
آنچه در زیر می آید پنجاه نام و یا صفت برای روز غدیر است که از روایات برگرفته شده است :
۱) بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاکبر" (۱)
۲) روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" (۲)
۳) روز خشنودی پروردگار؛ " یوم مرضاه الرحمن" (۳)
۴) روز زبونی شیطان؛ " یوم مرغمه الشیطان" (۴)
۵) روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" (۵)
۶) روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" (۶)
۷) روز شادمانی؛ " یوم السرور" (۷)
۸) روز لبخند؛ " یوم التبسم" (۸)
۹) روز راهنمایی؛ " یوم الارشاد" (۹)
۱۰) روز بلندی گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" (۱۰)
۱۱) روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" (۱۱)
۱۲) روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنه العباد" (۱۲)
۱۳) روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" (۱۳)
۱۴) روز آشکار کردن حقیقت؛ " یوم الایضاح" (۱۴)
۱۵) روز بیان کردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان" (۱۵)
۱۶) روز ولایت؛ " یوم الولایه" (۱۶)
۱۷) روز کرامت؛ " یوم الکرامه" (۱۷)
۱۸) روز کمال دین؛ " یوم کمال الدین" (۱۸)
۱۹) روز جداسازی حق از باطل؛ " یوم الفصل" (۱۹)
۲۰) روز برهان؛ " یوم البرهان" (۲۰)
۲۱) روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " (۲۱)
۲۲) روز گواهی و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود" (۲۲)
۲۳) روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" (۲۳)
۲۴) روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" (۲۴)
۲۵) روز آراستن؛ " یوم الزینه" (۲۵)
۲۶) روز قبولی اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعه" (۲۶)
۲۷) روز رهنمونی به رهنمایان؛ " یوم الدلیل علی الرواد" (۲۷)
۲۸) روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" (۲۸)
۲۹) روز آشکار کردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" (۲۹)
۳۰) عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" (۳۰)
۳۱) عید شیعیان؛ " عید الشیعه" (۳۱)
۳۲) روز عبادت؛ " یوم العباده" (۳۲)
۳۳) روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمه" (۳۳)
۳۴) روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المکنون" (۳۴)
۳۵) روز بر ملا کردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" (۳۵)
۳۶) روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص علی اهل الخصوص" (۳۶)
۳۷) روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" (۳۷)
۳۸) روز نماز؛ " یوم الصلاه" (۳۸)
۳۹) روز شکرگزاری؛ " یوم الشکر" (۳۹)
۴۰) روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" (۴۰)
۴۱) روز غدیر؛ "یوم الغدیر" (۴۱)
۴۲) روز روزه داری؛ " یوم الصیام" (۴۲)
۴۳) روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" (۴۳)
۴۴) روز جشن؛ " یوم العید" (۴۴)
۴۵) روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلی" (۴۵)
۴۶) روز کامل کردن دین؛ " یوم اکمال الدین" (۴۶)
۴۷) روز شادابی؛ " یوم الفرح" (۴۷)
۴۸) روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" (۴۸)
۴۹) روز افشای پیوند میان کفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" (۴۹)
۵۰) روز گردهمایی و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول" (۵۰)
-----------------------------------------------------
۱ـ امام رضا(ع) می‌فرماید: و هوعید الله الاکبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج ۱، ص ۲۸۶.
۲ـ قال علی (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‌ ۷۰۰.
۳ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاه الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۳.
۴ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمه الشیطان، بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۳.
۵ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامی‌تر است.
۶ـ قال الصادق(ع): ذلک یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج ۹۸، ص۳۲۳.
۷ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج ۱، ص ۲۸۶.
۸ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص۲۵۷.
۹ـ قال علی(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۱۰ـ قال علی(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزی است که منزلت شایستگان در آن، بلندی گرفت) مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۱۱ـ قال علی(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزی است که دلایل خداوند در آن، روشن گشت).
۱۲ـ قال علی(ع): هذا یوم محنه العباد، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۱۳ـ قال علی(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۱۴ـ قال علی(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشکار کردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص۷۰۰.
۱۵ـ قال علی(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۱۶ـ امام رضا(ع) در حدیثی مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفی می‌کند، المراقبات، ص ۲۵۷.
۱۷ـ امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایمانی خود بگو: الحمدالله الذی اکرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را که ما را در این روز کرامت داد) المرقبات، ص ۲۵۷.
۱۸ـ قال علی(ع) و هو ... یوم کمال الدین، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۱۹ـ قال علی(ع): هذا یوم الفصل الذی کنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۲۰ـ قال علی(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۲۱ـ قال الصادق(ع): الیوم الذی نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج ۱، ص ۲۸۵.
۲۲ـ قال علی(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص۷۰۰. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهی گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۲۳۱.
۲۳ـ قال علی(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰ .
۲۴ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۱.
۲۵ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص ۲۵۷.
۲۶ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعه، المراقبات، ص ۲۵۷.
۲۷ـ قال علی(ع): هذا ... یوم الدلیل علی الرواد (این، روز رهنمونی به رهنمایان است) مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۲۸ـ قال علی(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‌المتهجد، ص ۷۰۰.
۲۹ـ قال علی(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۳۰ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۰۰.
۳۱ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۰۰.
۳۲ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج ۱ ، ص ۲۸۵.
۳۳ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذی... تمت فیه النعمه، الغدیر، ج ۱، ص ۲۸۵.
۳۴ـ قال علی(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المکنون، مصباح المجتهد، ص ۷۰۰.
۳۵ـ قال علی(ع): هذا یوم ابدی خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد، ص ۳۶۷ـ قال علی(ع): هذا یوم النصوص علی اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.
۳۷ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذی جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص ۲۵۷.
۳۸ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج ۱ ص ۲۸۵.
۳۹ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شکرگزاری است. الغدیر، ج ۱، ص ۲۸۵.
۴۰ـ قال علی(ع): و انزل علی نبیه فی یوم الدرج ما بین له عن ارادته فی خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص ۷۰۰. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگی است که در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.
۴۱ـ این نام، معروفترین نام غدیر است که از مکان واقعه گرفته شده است.
۴۲ـ قال الصادق(ع): ذلک یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‌داری است) بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۳.
۴۳ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۳.
۴۴ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۲۹۸.
۴۵ـ قال علی(ع): هذا یوم الملأ الاعلی ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۴۶ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین، المراقبات، ص ۲۵۷.
۴۷ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج ۱، ص ۲۸۶.
۴۸ـ قال علی(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۴۹ـ قال علی(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز کردن گره پیوند میان کفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص ۷۰۰.
۵۰ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۰.


غدیر در سیره اهل سنّت


کوثر :: اردیبهشت ۱۳۷۶، شماره ۲
غدیر از اساسی ترین برنامه های پیامبر خدا(ص) برای دوام و عزت و شکوه اسلام و قرآن بود. او در بازگشت از حجه الوداع آخرین رسالت خویش را انجام داد. زیرا خدایش فرموده بود:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین. (۱)
ای پیامبر، آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنی پیامش را نرسانده ای; خداوند تو را از گزند مردم نگه می دارد. خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند. (۲)
در پی اجرای اوامر پروردگار و معرفی وصی و جانشین خود علی بن ابی طالب(ع) آیه اکمال دین: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا; امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم » نازل (۳) و روز غدیر جشن ولایت و وصایت شد.
اهل بیت پیامبر و امامان بر حق شیعه، که نگاهبان اسلام حقیقی بودند و سعی داشتند آن را از خطرات دور سازند، از هر فرصتی بهره بردند تا غدیر را زنده بدارند و آن خاطره گرامی و به یاد ماندنی را مطرح کنند; زیرا در تابش آفتاب غدیر اهداف والای پیامبر جامه عمل می پوشد و برای فتنه انگیزی کج اندیشان فرصت باقی نماند.
نگاهی گذرا به سیره فاطمه و امیرمؤمنان - علیهما السلام - و دیگر امامان راستین شیعه ما را با اهمیت واقعه غدیر و نقش عظیم و سرنوشت ساز آن هدایت و نیکبختی بشر آشنا می سازد.
راویان، نویسندگان و مفسران اهل سنت و شیعه به واقعه غدیر و آیات نازل شده در آن توجه بسیار داشته اند. برخی از علمای شیعه مانند علامه طبرسی روایات (۴) نزول آیه تبلیغ (۵) در سرزمین غدیر را مشهور دانسته اند. از اهل سنت ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله حسکانی، از دانشمندان اهل سنت، نیز همین را مطرح می کند. او احادیث غدیر را در دوازده جزوه دسته بندی کرده، آن را «دعاء الهداه الی اداء حق الموالاه » نامیده است. (۶)
ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید مشهور به ابن عقده - مورد اعتماد مذاهب چهارگانه اهل سنت - در این باره کتابی به نام «حدیث الولایه » (۷) تدوین کرده است.
علامه امینی نیز کتاب گرانسنگ «الغدیر» را، در یازده مجلد، به رشته نگارش درآورد. آنچه در مجموعه این آثار جلب توجه می کند موضعگیری آشکار ائمه اهل بیت - علیهم السلام - در باره این واقعه مهم است، موضعگیریهایی که از اهمیت غدیر و نقش آن در سعادت بشر پرده برمی دارد. در این مقاله به بررسی بخشی از این موضعگیریها می پردازیم:
فاطمه زهرا - سلام الله علیها - بر مزار حمزه سید الشهداء (احد)
روزی در احد بر مزار عموی پدرش «حمزه سیدالشهداء» ایستاده بود و عزاداری می کرد. محمود بن لبید فرصت را نیمت شمرده، پس از عزاداری پرسید: ای دختر پیامبر خدا(ص)، آیا برای امامت و زعامت علی بن ابی طالب(ع) از سخنان پیامبر خدا(ص) دلیلی به یاد داری؟
فاطمه فرمود:
و اعجبا انسیتم یوم غدیر خم؟... اشهد الله تعالی لقد سمعته یقول: علی خیر من اخلفه فیکم و هو الامام و الخلیفه بعدی و سبطای و تسعه من صلب الحسین، ائمه ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیین و لئن خالفتموهم لیکون الاختلاف فیکم الی یوم القیامه. (۸)
شفگتا! آیا حادثه عظیم غدیر خم را فراموش کرده اید؟... خدا را گواه می گیرم که خود شنیدم آن بزرگوار می فرمود: علی بهترین کسی است که او را در میان شما جانشین خود قرار می دهم، علی [علیه السلام] امام و خلیفه بعد از من است.
دو فرزندم حسن و حسین[علیهما السلام] و نه نفر از فرزندان حسین[ع] پیشوایان و امامانی پاک و نیک اند.اگر از آنان اطاعت کنید، شما را هدایت خواهند کرد و اگر با آنها مخالفت ورزید، تا روز قیامت تفرقه و اختلاف در میانتان حاکم خواهد بود.
علی(ع) و استدلال به غدیر
سلیم بن قیس هلالی می گوید: در زمان خلافت عثمان، در مسجد النبی(ص) نشسته بودم; جمعی از مردم نیز در مسجد در حال گفتگو بودند. علی بن ابی طالب(ع) به پاخاست، سوابق خویش در خدمت به اسلام را برشمرد و همگی بر درستی گفتارش گواهی دادند حضرت در باره روز غدیر خم فرمود:
مردم در باره ولایت و وصایت از پیامبر خدا(ص) پرسیدند، در آن هنگام خداوند به پیامبرش فرمان داد تا خلیفه و جانشین بعد از خود را معرفی کند و توضیح دهد، همان طور که درباره نماز، روزه، زکات و حج جزئیات را بیان کرده است. آنگاه امام(ع) ادامه داد: «فنصبنی للناس علما بغدیر خم... فقال(ص): ایها الناس اتعلمون ان الله - عز و جل - مولای و انا مولی المؤمنین و انا اولی بهم من انفسهم قالوا بلی یا رسول الله. قال(ص): قم یا علی، فقمت. فقال: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ». (۹)
در غدیر خم پیامبر خدا(ص) مرا چنین معرفی کرد: ای مردم، آیا می دانید که خداوند ولی و سرپرست من است و من ولی و سرپرست شما مؤمنان هستم; و من نسبت به جانهای شما از خودتان سزاوارترم؟ همگی پاسخ دادند: چنین است ای پیامبر خدا.سپس فرمود: علی به پاخیز. من برخاستم، آنگاه فرمود:
هر کس من ولی و سرپرست او هستم علی بن ابی طالب(ع) بر او ولایت دارد; بار خدایا دوست بدار هر که علی را دوست دارد، و دشمن بدار هر که علی را دشمن می دارد...
ب) حدیث غدیر در معرکه صفین
علی(ع) در یکی از روزها در جمع سپاه خود، که گروهی از مهاجرین و انصار (۱۰) نیز در آن به چشم می خوردند از زبان پیامبر خدا(ص) فضایل خویش را برشمرد. آیات شریف «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه... (۱۱) » و «لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجه (۱۲) » را تلاوت کرد و فرمود: مردم پرسیدند یا رسول الله، آیا ولایت اختصاص به بعضی از مؤمنان دارد یا برای عموم است؟ در آن هنگام خداوند فرمان داد تا پیامبرش ولایت را همانند نماز، روزه، زکات و حج توضیح دهد و تبیین کند. در آن وقت پیامبر خدا(ص) در غدیر خم مرا ولی امر مردم قرار داد و چنین خطبه خواند: ان الله ارسلنی برساله... من کنت مولاه فعلی مولاه... (۱۳)
ج) خطبه غدیریه امیرمؤمنان(ع) در زمان حکومت
در دوره حاکمیت علی بن ابی طالب(ع) اتفاقا روز عید غدیر با جمعه مصادف شد. مسلمانان حضور چشم گیری پیدا کردند و آن حضرت برای اقامه نماز جمعه و خواندن خطبه های آن در برابر مردم قرار گرفت. حسین بن علی(ع) می گوید: پنج ساعت از روز گذشته بود[قبل از اذان ظهر]، که پدرم خطبه ها را آغاز کرد. او نخست به حمد و ثنای حضرت حق پرداخت، صفات ربوبی اش را برشمرد، حاکمیت مطلق را از آن وی دانست، نعمت هایش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود: خداوند تعالی امروز دو عید بسیار بزرگ [جمعه و غدیر] را برای شما در یک زمان قرار داده است; دو عیدی که هر یک فلسفه وجودی دیگری را تکامل می بخشدو به وسیله هر یک هدایت در دیگری اثر می بخشد... سپس فرمود: توحید و ایمان به یگانگی خداوند پذیرفته نمی شود مگر با اعتراف به نبوت پیامبرش محمد(ص) و دین و شریعت محمد(ص) پذیرفته نمی شود مگر با قبول ولایت امر کسی که خدا فرمان ولایتش را داده است; و همه این امور سامان نمی پذیرد مگر بعد از توسل و تمسک به اهل ولایت.
غدیر از نگاه مولی الموحدین(ع)
علی(ع) سپس فرمود: خداوند در روز غدیر (۱۴) آنچه در باره منتخبین خود اراده کرد بر پیامبرش فرو فرستاد، به او فرمان داد تا ولایت و وصایت را ابلاغ کند و مجال را از کافران و منافقان بگیرد نگران گزند دشمنان نباشد.روز غدیر قدر و نزلت بسیار دارد، در آن روز گشایشهای الهی فرا رسیده و حجتش بر همه تمام شده است. امروز روز روشنگری و اظهار عقیده از جایگاه بلند و روشن است، امروز روز تکامل دین و روز وفای به عهد است. غدیر روز شاهد (۱۵) [رسول الله(ص)] و مشهود [علی بن ابی طالب(ع)] است، روز در هم ریختن پیمانهای زیر پرده کفر و نفاق است، روز آشکار شدن حقایق اصیل اسلام است، روز ذلت و خواری شیطان است، روز استدلال و برهان است، روز جدا شدن صفوف کسانی است که آن را تکذیب می کردند امروز بزرگترین روزی است که عده ای از شما از آن اعراض کردید، روز هدایت و امتحان بندگان خداست، روز آشکار شدن کینه های نهفته در دلها و سینه هاست، روز عرضه نصوص [سخنان بدون ابهام پیامبر(ص)] بر افراد مؤمن و دلباخته [اهل الخصوص] است، غدیر روز شیث پیامبر(ع) است، روز ادریس و یوشع و شمعون و ...
منشور علوی(ع) در عید غدیر
امیر مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما ای مسلمانان، بعد از برگشت از این اجتماع بزرگ امروز [غدیر] را عید بگیرید: [و با انجام امور ذیل آن را بزرگ بشمارید].
الف) نعمت را بر افراد خانواده و خویشاوندانتان گسترش دهید و نیکی و بخشش پیشه کنید. (۱۶)
ب) به برادران دینی خویش به قدر توان نیکی و بخشش کنید. (۱۸و۱۷) وج) خدای را در برابر نعمتهایی که به شما ارزانی داشته، شکرگزار باشید.
د) کنار یکدیگر جمع شوید تا خداوند اجتماع شما را فراگیر و گیراتر سازد.
ه) به یکدیگر نیکی کنید تا خداوند به شما الفت و مهربانی بیشتر عنایت کند.
و) نعمت های الهی را به یکدیگر تبریک و تهنیت گویید همان طور که خداوند [در این روز] با اعطای اجر و ثوابی بیش از دیگر اعیاد به شما تهنیت می گوید. بعد فرمود: کمک های مالی به دیگران در امروز (غدیر) به اموالتان برکت می بخشد و بر عمرتان می افزاید: مهربانی به دیگران سبب رحمت و عنایات حق خواهد شد.
ز) با خوش رویی و شادمانی یکدیگر را در آغوش بگیرید.
ح) خداوند را بر توفیقات خویش سپاس گویید.
ط) از فقرا و ضعیفانی که چشم به کمک شما دارند دیدن کنید، به زیارتشان بروید و با آنان در خوراکشان همراه شوید.
بعد حضرت فرمود: یک درهم کمک به فقرا در روز عید غدیر با دویست هزار درهم برابر است، بلکه بیشتر خواهد بود.
ی) وقتی یکدیگر را ملاقات کردید مصافحه کنید، به هم تبریک بگویید و سلام کنید، که پیامبر خدا(ص) به من چنین فرمان داد. (۱۹)
غدیر خم در خطبه امام مجتبی(ع)
حسن بن علی(ع) در برابر طاغوت شام و مردم کوفه خطبه ای خوانده، مردم را به بالاترین نعمت از دست رفته، که حاکمیت اهل بیت(ع) بود، توجه داد. شایستگی و لیاقت خویش و مشروعیت خلافتش را متذکر شد و داستان روز بیاد ماندنی غدیر را چنین بازگو کرد: «وقد سمعت هذه الامه جدی - صلی الله علیه و آله - یقول: ما ولت امه امرها رجلا و فیهم من هو اعلم منه الا لم یزل یذهب امرهم سفالا حتی یرجعوا الی ما ترکوه و سمعوه - صلی الله علیه و آله - یقول لابی: انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی. و قد راوه و سمعوه(ص) حین اخذ بید ابی بغدیر و قال لهم: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاده ثم امرهم ان یبلغ الشاهد منهم الغائب ثم قال... (۲۰) »
مردم سخن جدم پیامبر(ص) را به یاد دارند که می فرمود: هر گاه مردم کسی را به رهبری خویش برگزینند در حالی که لایقتر و آگاهتر از آن فرد وجود داشته باشد، برای خویش تیره بختی خریده اند مگر اینکه دوباره بدانچه رهاکردند و به فراموشی سپردند بازگردند و آنچه را که از پیامبرشان در باره پدرم شنیده اند دنبال کنند، رسول خدا می فرمود: ای علی تو بعد از من مانند هارون پس از موسی هستی، او جانشین برادرش موسی بوده تو نیز جانشین و خلیفه منی; تنها تفاوت [میان آنها و ما] این است که بعد من پیامبری و نبوت نخواهد بود. امام مجتبی(ع) سپس فرمود: این مردم پیامبر خود را دیدند و سخنانش را در «غدیر خم » شنیدند. در آن روز جدم رسول خدا(ص) دست پدرم(ع) را گرفت و در برابر آنان گفت: هر کس من مولا و سرپرست او هستم علی مولای او خواهد بود; خدایا، دوست بدار هر کس او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن دارد... سپس جدم پیامبر(ص) دستور اکید داد که، حاضران مطالب غدیر را به غایبان برسانند.
امام حسین(ع) و حدیث غدیر در منی
یکسال قبل از مرگ معاویه، امام حسین - علیه السلام - به زیارت بیت الله الحرام در مراسم پر شکوه، حج مشرف شد عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر او را همراهی نمودند. آن سال عده زیادی از زنان و مردان بنی هاشم حضور داشتند. امام حسین(ع) در ایام تشریق آنان را در سرزمین منی جمع نمود در آن اجتماع عظیم بیش از هفتصد نفر از مردان تابعین و دویس نفر از صحابه پیامبر خدا(ص)گرداگرد وجودش زیر خیمه حلقه زدند و منتظر سخنان امام خویش بودند، حضرت بپا خاست و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:
شما شاهد و ناظر تجاوزات معاویه جنایتکار نسبت به ما و شیعیان هستید و از آنها اطلاع دارید، سخنان مرا گوش کنید و بنویسید [تا برای آیندگان بماند] و به دیگر شهرها و قبائل و افراد مؤمن و مورد اعتماد خود برسانید و آنان را دعوت به اداء حق ما (اهل بیت) کنید ترس آن دارم که وقتش بگذرد و حقوق ما مغلوب ستمگر گردد، گر چه خداوند بالاترین پشتیبان است. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند: بیاد نمی آورید که پیامبر خدا(ص) روز غدیر خم پدرم علی(ع) را وصی و امام بعد از خود قرار داد و حدیث ولایت را بر شما خواند و فرمود همگی باید این پیام را به دیگران برسانید پاسخ دادند: چرا ما بیاد داریم. (۲۱)
امام محمد باقر - علیه السلام -
فضیل بن یسار، بکیر بن اعین، محمد بن مسلم، برید بن معاویه و ابوالجارود همگی در محضر امام باقر(ع) بودند حضرت در باره ولایت علی بن ابی طالب(ع) و روز غدیر فرمودند:
خداوند پیامبرش را مامور به ولایت علی [علیه السلام] کرد و این آیه شریفه را نازل کرد: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه » (۲۲) با نزول آیه فوق ولایت اولی الامر واجب گردید و لکن عده ای نفهمیدند اولی الامر چه کسانی هستند؟ خداوند به محمد - صلی الله علیه و آله - دستور داد تا آن را توضیح دهد و همانند نماز و زکات و روزه و حج مصادیق خارجی آن را روشن سازد. در آن هنگام اضطراب او را فرا گرفت و ترسید عده ای بواسطه آن از آیین اسلام برگردند و او را تکذیب کنند او به خدا پناه برد در آن هنگام آیه تبلیغ (یا ایها الرسول بلغ... (۲۳) ) نازل گشت پیامبر خدا(ص) امر حق را اجرا نمود و در غدیر خم ایستاد و فرمان اجتماع مردم و زوار بیت الله الحرام را داد و در آنجا علی بن ابی طالب(ع) را ولی بعد از خود معرفی کرد و دستور داد آنانی که در آنجا (غدیر خم) بودند پیام خداوند (ولایت علی(ع)) را به دیگر افراد برسانند.
امام صادق(ع) در مسجد غدیر
حسان جمال می گوید: همراه امام صادق(ع) از مدینه به مکه مسافرت کردم. در نزدیکی میقات جحفه، چون به «مسجد غدیر» رسیدیم امام - علیه السلام - به جانب چپ مسجد نگریست و فرمود: این مکانی است که پیامبر خدا(ص)، در روز غدیر، علی را جانشین خود معرفی کرد و فرمود: من کنت مولاه فعلی غ، مولاه.آنگاه امام(ع) به جانب دیگر نگاه کرد، جایگاه خیمه های دیگران را نشان داد و فرمود: سالم غلام ابوخذیفه و ابوعبیده جراح نیز در آنجا بود; گروهی از مردم چون علی(ع) را بر روی دست پیامبر دیدند با حسادت به وی نگریستند و به یکدیگر می گفتند: به دو چشم او [پیامبر] نگاه کنید، چگونه همانند دیوانه به اطراف خویش می نگرد و قرار ندارد. در این هنگام جبرئیل نازل شد (۲۴) و این آیات را بر پیامبر خدا(ص) قرائت کرد:
«و ان یکاد الدین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین ». (۲۵)
آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند; آنها می گفتند: او واقعا دیوانه است، در حالی که قرآن جز بیداری و آگاهی برای جهانیان نیست. (۲۶)
امام کاظم(ع) و مسجد غدیر
عبدالرحمان بن حجاج گفت: خدمت موسی بن جعفر(ع) رسیدم. در حالی که قصد سفر داشتم، از آن حضرت در باره مسجد غدیر خم پرسیدم.
امام - علیه السلام - فرمود: در آن مسجد نماز بخوانید که فضیلت و ثواب بسیار دارد، پدرم [به هر که عازم آن دیار بود] فرمان می داد تا در مسجد غدیر نماز بگذارد. (۲۷)
امام رضا(ع)
الف) عرشیان و روز غدیر
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی می گوید: در منزل امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) نشسته بودم، جمع بسیاری نیز در منزل حضرت گرد آمده بودند که گفتگو در باره روز غدیر آغاز شد; بعضی از افراد وجود روز غدیر را در صدر اسلام منکر شدند و بعضی آن را از شعائر اسلامی می دانستند. در این هنگام، علی بن موسی الرضا(ع) فرمود: پدرم از جدم «جعفر بن محمد» چنین نقل می کرد:
آسمانیان روز غدیر را بهتر از زمینیان می شناسند، خداوند در بهشت برین ساختمان بزرگی را به خود اختصاص داده است; این ساختمان از آجرهای نقره و طلا ساخته شده، در آن صد هزار گنبد از یاقوت سرخ و صد هزار گنبد از یاقوت سبز وجود دارد، خاک و گل های به کار گرفته شده در این قصر از مشک و عنبر است، در آن چهار جوی (یا رودخانه) به چشم می خورد که در هر یک از آنها خمر و آب زلال و شیر و عسل جریان دارد; در اطراف این جویبارها درختان انبوهی از میوه های مختلف روییده، بر روی آنها پرندگانی پرواز می کنند که بدنشان از لؤلؤ و پرهایشان از یاقوت است; آنها با پرواز خویش صداهای دلنوازی ایجاد می کنند.
روز غدیر در این قصر بزرگ باز می شود; فرشتگان و اهل آسمانها تسبیح گویان به قصر داخل می شوند; آن پرندگان به پرواز درآمده در جویبارها خود را مرطوب می سازند و سپس به آن مشک و عنبر آغشته کرده، و عطرش را در فضای ملکوتی قصر منتشر می سازند; فرشتگان الهی به نام فاطمه زهرا(س) به یکدیگر هدیه می دهند; چون پایان روز غدیر فرا می رسد، به فرشتگان گفته می شود به جایگاههای خویش برگردید شما تا سال آینده، مثل چنین روزی، از اشتباه و لغزش در امان هستید و بدانید همه این موهبت ها به خاطر عظمت پیامبر ما محمد و وصی او علی بن ابی طالب - علیهما السلام - است.
ب) برکات عید غدیر
سپس علی بن موسی الرضا(ع) رو به احمد بن محمد ابی نصر کرد و فرمود:
ای فرزند ابونصر، هر جا که بودی روز غدیر سمت مرقد امیر مؤمنان - علیه السلام - بشتاب.
۱ - خداوند گناهان شصت ساله هر مؤمن زیارت کننده او را می آمرزد.
۲ - خدواند، به برکت روز غدیر دو برابر گروهی که در ماه رمضان، شب قدر و شب عید فطر آزاد می کند، از آتش جهنم می رهاند.
۳ - پروردگار یک درهم انفاق به مستحق را هزار برابر پاداش خواهد داد.
سپس فرمود: روز غدیر به برادران دینی خود برتری و فضیلت ده و مردان و زنان با ایمان را خوشحال و مسرور نما. (۲۸)
---------------------------------------------------
۱- مائده،۶۷.
۲- برابر نقل اسباب النزول واحدی نیشابوری، ص ۱۳۵ و تفسیر کبیر فخر رازی، ج ۱۲، ص ۴۹ - ۵۰. شان نزول آیه، غدیر خم و معرفی علی بن ابی طالب(ع) بوده است.
۳- درالمنثور، سیوطی، ج ۲، ص ۲۵۶; تاریخ بغداد، خطیب نیشابوری، ج ۶، ص ۲۹۰.
۴- مجمع البیان، علامه طبرسی، ج ۳، ۴، ص ۲۲۳.
-۵ مائده،۶۷.
۶- شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج ۱، ص ۲۵۲.
۷- الطرائف، سید بن طاووس، ج ۱، ص ۱۴۰.
۸- بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۳۵۳ - ۳۵۴; اسمی المناقب، علامه شمس الدین ابن جزری، ص ۳۲; نهج الحیاه، ص ۳۸.
۹- احتجاج طبرسی، ج ۱، ص ۲۱۳ - ۲۱۴.
۱۰- ابوهیثم بن تیهان، خالد بن زید، ابوایوب انصاری، عمار بن یاسر و ... مجموعا هفتاد نفر از مهاجرین و انصار بدری حضور داشتند.
۱۱- مائده، ۵۵.
۱۲- توبه،۱۶.
۱۳- بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۱۴۷ -۱۴۶.
۱۴- از روز غدیر خم در روایت تعبیر به «یوم الدوح » شده است که این واژه هم در روایات و هم در اشعار به کار گرفته شده است. (بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۱۱۵).
۱۵ و ۱۶ - تفسیر شاهد و مشهود را می توان در موارد ذیل یافت: اصول کافی، ج ۱، ص ۴۲۵، ح ۶۹; بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۳۸۶، ح ۱; ج ۳۶، ص ۱۱۴، ح ۶۱.
۱۷ و ۱۸ - در ترجمه عبارات تلفیق شده است.
۱۹- بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۱۸ - ۱۱۲، ح ۸، مقداری از خطبه امیرالمؤمنین(ع) توسط امام حسین(ع) نقل شده و ما آن را ترجمه و تلخیص نمودیم.
۲۰- ینابیع الموده، قندوزی حنفی، ج ۳، ص ۱۵۳; بحارالانوار، ج ۱۰، ح ۵، ص ۱۴۴ - ۱۳۸.
۲۱- موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)، ص ۲۷۰; الغدیر، ج ۱، ص ۱۹۸، ح ۹، چاپ چهارم.
۲۲- مائده، ۵۵.
۲۳- مائده،۶۷.
۲۴- فاصله مسجد غدیر با میقات جحفه سه میل (تقریبا ۵۷۶۰ متر) می باشد. (معجم معالم الحجاز، ج ۲، ص ۱۲۴).
۲۵- قلم، ۵۲ - ۵۱.
۲۶- فروع کافی، ج ۴، ص ۵۶۶; نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۹۹. روایات دیگری نیز در شان این آیه وارد شده است که همین مضمون را نشان می دهد. ر ک: تفسیر علی بن ابراهیم; روضه کافی، ص ۳۴۴، ح ۵۴۲.
۲۷- وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۴۹، ح ۲، ب ۶۱; فروع کافی، ج ۴، ص ۵۶۶، ح ۱; تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۱۸، ح ۲۱، ب ۱۶; من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۵۹، ح ۳۱۴۳.
۲۸- تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۲۴، ح ۹، باب ۱۹; بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۹ - ۱۸.
-------------------------------
پدیدآورنده: احمد زمانی